مادر! واژه ای که هیچگاه بهاره نمی تواند بگوید...

نمی دانم چرا هر وقت نامی از شهرستان ایذه می شنوم دلم می گیرد! نمی دانم چرا هر گاه از کنار سد و دریاچه ی سد کارون 3 عبور می کنم بغض گلویم را می فشارد! نمی دانم چرا هر گاه به یاد روستاهای محروم شهرستان ایذه و شهر دهدز میافتم آتشی وجودم را فرا می گیرد! نمی دانم و نمی دانم و هزاران نمی دانم...

باز یاد دریا افتادم. باز می خواهم چشمانم را با اشک هایی به یاد او سیراب کنم. برای من 9 مرداد 1392 یک روز عادی نیست؛ روزی است که تا جان دارم از یاد نخواهم برد. روزی است که دریا در دریا فریاد مظلومیت سر می داد و فریاد رسی نبود! دریا رفت و طوفان امواج غم ها وجود ما را فرا گرفت. کاش می شد همه چیز را گفت و نوشت! کاش می شد واژه ای را برای وصف اوج محرومیت دریا و دریاها ذکر کرد...

یکی نامش دریا شد و رفت! یکی نامش بهاره شد و ماند!

بهاره ای که چند روز بیشتر گرمای آغوش مادر را حس نکرد و قبل از اینکه بخواهد بداند مادر کیست او را برای همیشه از دست داد!

و چه کسی می تواند پاسخ این درد را بدهد که دیگر هیچگاه واژه ی مادر را از بهاره نخواهیم شنید! بی شک او روزی حقیقت را می فهمد و آن روز از همه خواهد پرسید که چرا باید مادرش قربانی محرومیت شود؟!

مادری که پس از زایمان در روستای صعب العبور و برفگیر سرصحرا از توابع شهر دهدز در اسفند ماه سال 1390، به دلیل عفونت بدن پس از زایمان، خود را همراه نوزاد در آغوشش، با پای پیاده و با عبور از کوهستان های برفگیر به شهر می رساند تا شاید کسی درمانی بر درد محرومیتش بگذارد! ولی افسوس که خیلی زود این اژدهای هفت سر (محرومیت) او را از پای در آورد و برای همیشه بهاره را تنها گذاشت.

اکنون بهاره در انتظار جشن تولد سه سالگی خود در 23 اسفند سال 1393 است و لحظه به لحظه به درک این واقعیت تلخ (بی مادری) نزدیک می شود!

و چه زیبا و نجیب مردمی دارد شهرم که همیشه با غم هایشان غمگینم و با خنده هایشان می خندم...

به امید آسایش این بهترین مردم...

/ 1 نظر / 17 بازدید
مرتضی نوروزی

بهاره خواهر کوچولوی همه ی ماست تولدت مبارک عزیزم؛ آری من هم بیاد آوردم ؛بودم در میان انبوه عزاداران مادرت بهاره جان؛در روزی بارانیو بسیار سختو سرد؛ با اینکه نه تو را میشناختم و نه خانواده ات را و تنها بخاطر عمو امیرت اومده بودم اما از ته دلم زار زار بر این ماتم گریستم خدا دل کوچکت را زمانی که بزرگ شدی صبر دهد...