راز دانه!

ای دانه ی سبز شده از دل خاک

بگو حال و هوایت را

بگو راز شکستن دل خاک را

بگو راز انتخاب دنیای مبهم را

آرامشت را چرا به تکاپوی نا آرام فروختی؟

آیا تو جوانه ی امیدی؟

آمدی تا بگویی زندگی جاریست؟

نکند خاک میزبانی نا مهربان برای تو بود؟

نکند صدای ساز خوشی را از دور شنیدی و دلت هوایی شد؟!

بگو دانه، بگو رازت را، بگو که در دلم تشویش ماجراست...

/ 2 نظر / 26 بازدید
ღ❤ღ عبـــ♥ـــاس ღ❤ღ

.میخواهم برایت تنهایی را معنی کنم! در ساحل کنار دریا ایستاده ای , هوای سرد , صدای موج انتظار انتظار انتظار ... ... به خودت می آیی , یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند , نه دستی که شانه هایت را بگیرد , نه صدای که قشنگ تر از صدای دریا باشد اسم این تنهایی است وبتون خیلی زیباست قالب و مطالبش هم همینطور ممنون میشم به من هم بسری لطفت زیاد[گل][گل][گل]