امروز همه ی خوزستان کارون است!

قیصر بگو، بخوان

ما را به حال خود بگذارید و بگذرید

از خیل رفتگان بشمارید و بگذرید

اکنون که پا به روی دل ما گذاشتید

 پس دست بر دلم مگذارید و بگذرید
(قیصر امین پور)

ای شیر غران دیروز، ای کارون وحشی، ای حیات بخش تمدن بشری؛ بدان که امروز تمام خوزستان نام تو را صدا می زند.

اگر قیصرت نیست که فریاد زند اما فرزندان تو صدای خروشان قیصرند

کارون امروز تو نشانه ای هستی بر کج فهمی ها، باور ندارم که روزی نباشی

همه سدها در غم نبودنت شکسته خواهند شد

دریغ از مردمی که درس نمی گیرند! آزموده را آزمودن خطاست!

کارون، خوزستانی امروز نه از سر خودخواهی بلکه از سر عشق به ایران تا پای جان بهر جان تو ایستاده است.

تو خود شیر روزهای نبردی؛ افسوس که دست و پایت را بسته اند و بر کمرت زخم خنجر کشیده اند!

اما دل به دلت داده ایم

پس یا تو بمان یا ما را با خود ببر....

 

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم

 ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالی لب پنجره

 پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود ما دیده ایم

اگر خون دل بود ما خورده ایم

 اگر دل دلیل است آورده ایم
 اگر داغ شرط است ما برده ایم

اگر دشنه ی دشمنان گردنیم!

اگر خنجر دوستان گرده ایم!

 دلی سربلند و سری سر به زیر
 ازاین دست عمری به سر برده ایم
 

(قیصر امین پور)

/ 0 نظر / 17 بازدید