عدالت برایم بوی مرگ آوردی همیشه!

حالا که قرار است رئیس جمهور کشورمان به استان خوزستان بیاید ناگهان یاد خیلی از مسائل افتادم که مردمان شهرم و استانم به اسم برقراری عدالت آنها را تحمل می کنند!

ما قربانیان بی صدای سدسازی ها هستیم، قربانیان صنایع بی قید و بند، قربانیان جاده های مرگ، قربانیان خاک های آلوده، قربانیان آب های بیمارگر...

به همین دلیل شعر زیر را در وصف عدالت و با یاد دریا (کودک دوساله ای که در حادثه سد کارون سه در 9 مرداد 1392 جان سپرد) سرودم؛ شاید گویای حال ما باشد.

 

عدالت را من آن روز کشتم

که دریا را با دو دستم خاک کردم

عدالت در تعجب از نگاهم

به من می گفت تحمل کن دریا نمرده ست!

ولی دریا در سینه موجی ندارد...

عدالت دست بردار! چه خواهی از مردمان سرزمینم...

عدالت چه خوش رویی در ظاهر! ولی در درون برایم مرگ باری!

عدالت بگو از حال خویشتن برایم

بگو کشتن، راندن، ندیدن، همه اینها چه طعمی دارد برایت!

عدالت برایم بوی مرگ آوردی همیشه

ولی باز هم دروغت را راست پندارم!!!!

 

/ 1 نظر / 24 بازدید
مهتاب

عدالت؟