اگر لایق نبودی هیچ نمی گفتم!

کمی آن سو تر وقتی صدای طراوتی را شنیدم کنجکاوانه به دنبال دلیلش گشتم!

ریز تر شدم!

هر آنچه بود ما بیشتر و بیشترش را داشتیم!

فکر کردم شاید درست دقت ننموده ام و دوباره و دوباره نگاه کردم! اما همان بود که گفتم!

برگشتم و به تابلویی که با یاد دریا در دلم ساختم نگاه انداختم؛ چه کنم که تنها دریا می داند چه می گویم!

روزها با او سخن گفتم! او نیز به مانند من از این همه آشفتگی، خسته و پریشان است!

دریا نگران ماهی هاست...

/ 0 نظر / 9 بازدید