جهش در بخش کشاورزی با مدیریت فعال

در نوشته های قبل به موضوع طرح توسعه ی کشاورزی اشاره شد. به طور روشن می توان بیان داشت که این طرح نخواهد توانست باعث جهش در بخش کشاورزی شود. شاید بتوان گفت که این ساده اندیشی است که تنها مشکل کشاورزی ما، مسئله پول است؛ بلکه مشکل اصلی کشاورزی در ایران، برخوردهای سطحی و خالی از تلاش و نوگرایی است. سال هاست که مدیریت در بخش کشاورزی، هیچ گونه حرف تازه ای برای گفتن نداشته است. این در حالی است که بخش کشاورزی از لحاظ نحوه ی مدیریت بسیار حساس و آسیب پذیر است. جایی است که یک تصمیم نسنجیده موجب آثاری خواهد شد که جبران آن شاید به هیچ وجه امکان پذیر نباشد.

در کشورهایی که به دنبال ایجاد کشاورزی پایدار برای امنیت غذایی خود هستند، حرکت به سمت مدیریت کلان اجتناب ناپذیر است. نباید به اشتباه گمان شود که همان برخوردهایی که در بخش صنعت صورت می گیرد در بخش کشاورزی نیز جوابگو خواهد بود. خصوصی سازی و درک غلط از این موضوع آسیب های جبران ناپذیری به تولید غذا در کشور ما خواهد زد. در واقع کشاورزی ما نیاز به مدیریت کلان دارد.

مثالی برای روشن شدن موضوع بیان می کنم:

همه کسانی که با بخش کشاورزی ارتباط دارند  می دانند که در بخش هایی از جنوب کشور ما به میزان زیاد صیفی جات و بخصوص گوجه فرنگی تولید می گردد؛ و بارها اتفاق افتاده که به دلیل قیمت پایین خرید این محصول از کشاورزان، یا محصول برداشت نمی گردد و اصطلاحاً از لحاظ اقتصادی برداشت مقرون به صرفه نیست و یا در صورت برداشت، از لحاظ مالی تأثیر محسوسی در معیشت کشاورز نخواهد گذاشت!!!!!

خب در این بین اگر دولت وارد گود شود و بجای اینکه پول را بی برنامه وارد بخش کشاورزی کند، با یک مدیریت صحیح و هدفمند نقاط ضعف را تقویت کند، قطعاً امنیت کشاورزی و کشاورز در این منطقه برای همیشه تأمین می شود. به عنوان مثال دولت می تواند در این بخش ها، اقدام به احداث کارخانه های بسته بندی با فناوری روز و ظرفیت بالا کند. نتیجه این کار این خواهد شد که کشاورز محصول خود را پس از تولید به کارخانه هایی تحویل خواهد داد که این کارخانه ها با بسته بندی محصول امکان صادرات آن را فراهم می کنند و مهمتر از همه این که ماندگاری محصول به شدت افزایش پیدا می کند. با توجه به موقعیت خاص کشور ما و خریداران زیادی که در اطراف کشور ما وجود دارد صادرات این محصول ضمن ارز آوری مؤثر برای کشور، می تواند باعث رونق کشاورزی و زندگی کشاورزان شود؛ چرا که در این زمان کشاورز محصول خود را کیلویی 50 تومان نخواهد فروخت و حتی می تواند محصول خود را تا مرز 1000 تا 1500 تومان به این کارخانه ها تحویل دهد. اینجاست که دیگر کشاورز به هیچ قیمتی کشاورزی را رها نمی کند و به دنبال تغییر کاربری زمین خود نمی رود. اینجاست که برای کشاورز استفاده از خدمات جدید معنا پیدا می کند و توان بهره گیری از این خدمات را خواهد داشت.

اشاره به موقعیت خاص کشور ایران شد؛ که برای توضیح بیشتر بیان می شود به عنوان مثال از شمال، کشور ایران با کشورهای اتحاد شوری سابق همسایه می باشد که به دلیل برودت هوا در بیشتر ایام سال، قطعاً خرید 1 کیلو گوجه فرنگی به قیمت 1 دلار برای آنها صرفه اقتصادی بیشتری خواهد داشت نسبت به زمانی که بخواهند خودشان برای تولید 1 کیلو گوجه فرنگی انرژی زیادی را تلف کنند و هزینه ی بالاتری برای این کار بپردازند.

پس نباید به اشتباه گمان کرد که تنها تزریق پول در بخش کشاورزی حلال مشکلات این بخش است و باید به دنبال تغییر روش های مدیریت در این بخش باشیم.

اینجاست که می توان ادعا کرد مشکل کشاورزی ایران مشکل پول نیست، مشکل مدیریتی است.

/ 0 نظر / 5 بازدید